لغت نامه دهخدا
توبک. [ ب َ / ت َ / تُو ب َ ] ( اِ ) توپک. گنجینه و مخزن باشد... و بهمین معنی بجای بای ابجد تای قرشت و نون و یای حطی هر سه آمده است. ( برهان ). گنجینه،و به لغتی به جای باء، نون است. کذا فی شان الشعراء، و قیل با گاف فارسی. ( شرفنامه منیری ). گنجینه و مخزن و تپنگو و صندوق محکم و مضبوط و جایی که طعام رادر آن ضبط کنند و نگه دارند. ( ناظم الاطباء ). رجوع به توپک و توبگ و توتک و توتکی و توتگی و تونک شود.