لغت نامه دهخدا
بلبلستان.[ ب ُ ب ُ ل ِ ] ( اِ مرکب ) جایی که در آن بلبل فراوان باشد. ( ناظم الاطباء ) ( فرهنگ فارسی معین ) :
بهر گوشه ای چشمه و گلستان
زمین سنبل و شاخ بلبلسِتان.فردوسی.طلسم دلربایی کرده حسن اجزای خوبی را
ز یک گل در قفس زان داده جائی بلبلستان را.درویش واله هروی ( از آنندراج ).