فرهنگستان زبان و ادب
{territorial justice} [حقوق، جغرافیای سیاسی] عدالت اجتماعی اعمال شده در واحدهای سرزمینی به طوری که به توزیع عادلانۀ منابع سرزمینی منجر شود
{territorial justice} [حقوق، جغرافیای سیاسی] عدالت اجتماعی اعمال شده در واحدهای سرزمینی به طوری که به توزیع عادلانۀ منابع سرزمینی منجر شود
عدالت اجتماعی اعمالشده در واحدهای سرزمینی بهطوریکه به توزیع عادلانۀ منابع سرزمینی منجر شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نیکفر به بحران هویت ایرانی و انتگراسیون به عنوان یک عارضهٔ ناخواستهٔ سکولارسازیِ جامعه ایرانی که اگر به درستی و بر بنیاد تئوریهای عدالت حل نشود، یکپارچگی سرزمینی ایران را تهدید میکند، توجه نشان داده است. نیکفر هویت ایرانی را یک هویت فرهنگی-تاریخی-میهنی میداند و بر تقلیلناپذیریِ هویت ایرانی به مرزهای دولت ایران تأکید میکند. او از کتابهای درسی تاریخ در کشورهای خاورمیانه از جمله ایران به خاطر ارائه دادن یک هویت ملی مبتنی بر جنگ و نفرت از همسایگان انتقاد کرده. بدیل او این است که هویت ایرانی به عنوان فراوردههای فرهنگی مردم ایران در تاریخ انسانی شناخته شود، و تاریخ ایران نه شرحِ احساسی از جنگها و تاریخ سلطنتها و سیره پادشاهان بلکه با محوریت فرهنگ و ادبیات و تمدن مردم ایران و بر اساس مکتب تاریخ از پایین (History from below) در تاریخ اجتماعی تدوین گردد و اینچنین، مشکل انتگراسیون اجتماعی و همبستگی ایرانی قابل حل خواهد بود. برای نمونه، او معتقد است که حافظ شیرازی نماد هویت فرهنگی ایرانی است، نه پادشاهان و امپراطورها. یا در مثالی دیگر، نیکفر از فرجالله میزانی جوانشیر به نیکی یاد میکند، که با نگارش کتاب حماسه داد: بحثی در محتوای سیاسی شاهنامه کوشید تا در برابر خوانشهای نژادی و سلطنتطلبانهای که از این کتاب ارائه میشد، یک خوانش مردمی و عدالتطلبانه از شاهنامه ابوالقاسم فردوسی ارائه بدهد، و به نوعی شاهنامه را به یک حماسه مردمی و انسانی تبدیل کند.