شیبان راعی
مترادفها
چوپان، شبان
لغت نامه دهخدا
شیبان راعی. [ ش َ ن ِ ] ( اِخ ) نام یکی از زهاد عرفاست. ( یادداشت مؤلف ):
همچنین شیبان راعی میکشید
گرد بر گرد رمه خطی پدید.مولوی.همچو آن شیبان که از گرگ عنید
وقت جمعه بر دعاخط میکشید.مولوی.
فرهنگ فارسی
نام یکی از زهاد عرفاست.
جمله سازی با شیبان راعی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 همچنین شیبان راعی میکشید گرد بر گرد رمه خطی پدید
💡 در داستانهای کلاسیک و اشعار کهن فارسی، شخصیت شیبان راعی معمولاً نمادی از سادگی، پاکی و پیوند عمیق انسان با طبیعت بکر و بیدلبند است.
💡 آن شیبان راعی با گلهای از گوسفندان خود، در دشتهای پهناور و سرسبز در حال چریدن بود و از آرامش طبیعت لذت میبرد.
💡 شاعر با توصیف زندگی یک شیبان راعی، میخواست بر تضاد میان دنیای پر زرق و برق شهر و زندگی آرام و ساده روستایی تأکید ورزد.