شیبانیه
لغت نامه دهخدا
( شیبانیة ) شیبانیة. [ ش َ نی ی َ ] ( ص نسبی ) منسوب به شیبان. شیبانیان. رجوع به شیبان و شیبانیان شود.
شیبانیة. [ ش َ نی ی َ ] ( اِخ ) گروهی از فرقه خوارج ثعالبه، و از یاران شیبان بن سلمة می باشند. عقیده ٔآنان با جبریه موافق است و قدرت حادثه را نفی کنند.( از کشاف اصطلاحات الفنون ). یکی از فِرَق ده گانه مذهب مشبهه. ( بیان الادیان ). هم اصحاب شیبان بن سلمة. قالوا بالجبر و نفی القدر. ( از اقرب الموارد ) ( از تعریفات ). رجوع به حروریه و خوارج و شیبان بن سلمه شود.
شیبانیة. [ ش َ نی ی َ ] ( اِخ ) قریه ای است درساحل خابور در نزدیکی قرقیسا. ( از معجم البلدان ).
فرهنگ فارسی
منسوب به شیبان شیبانیان
جمله سازی با شیبانیه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 سلسلهی شیبانیه یکی از قدرتمندترین حکومتهای آسیای میانه بود که تأثیرات بسیار زیادی بر تاریخ و فرهنگ منطقه در آن دوران داشت.
💡 در کتابهای تاریخی، نقش حکمرانان شیبانیه در گسترش قلمروهای خود و ایجاد امنیت در مسیرهای تجاری بسیار پررنگ و مهم توصیف شده است.
💡 بسیاری از آثار معماری و بناهای قدیمی که امروزه مشاهده میکنیم، متعلق به دوران شکوه و عظمت حکومت شیبانیه در آسیای مرکزی هستند.