لغت نامه دهخدا
معبدیه. [ م َ ب َ دی ی َ ] ( اِخ ) فرقه ای از خوارج ثعالبه. ( از اقرب الموارد ). تیره ای از خوارج گروه ثعالبه اند و از یاران معبدبن عبدالرحمن می باشند، با فرقه اخنسیه در امر تزویج مخالفت ورزیده اند یعنی در تزویج دختران مسلمان با پسران مشرکان. و با گروه ثعالبه در امر زکات غلام و کنیز مخالفت کرده اند یعنی گرفتن زکات از آنان و دادن زکات به آنان. ( از کشاف اصطلاحات الفنون ). گروهی از خوارج اند که پس از ثعلبةبن مشکان به مردی از خوارج که معبد نام داشت گراییدند. این مرد درباره گرفتن زکات از بردگان یا بخشیدن آن به ایشان با همه ثعالبه مخالفت کرد و دیگر ثعالبه را که در آن باره چیزی نگفته بودند کافردانست و دیگر ثعالبه او را بدین سخن کافر شمردند. ( از الفرق بین الفرق بغدادی ترجمه دکتر مشکور ص 96 ).