بدیعه

لغت نامه دهخدا

( بدیعة ) بدیعة. [ ب َ ع َ ] ( ع ص ) مؤنث بدیع. نو بیرون آورده شده. ج ، بدایع. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ).

فرهنگ عمید

= بدیع

فرهنگ فارسی

نو بیرون آورده شده
( صفت ) موئ نث بدیع : افکار بدیعه. جمع : بدایع .

فرهنگ اسم ها

اسم: بدیعه (دختر) (عربی) (مذهبی و قرآنی) (تلفظ: badiee) (فارسی: بَديعه) (انگلیسی: badiee)
معنی: مونث بدیع، جدید، تازه، زیبا، جالب، شگفت انگیز، نادر، آفریننده، مؤنث بدیع
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم