پول

پول

پول، در تعریف ابتدایی خود، وسیله‌ای است که انسان‌ها برای تسهیل تبادل خدمات و کالاها به منظور برآورده کردن نیازها و خواسته‌های خود از آن بهره می‌برند. به طور کلی، هر چیزی می‌تواند به عنوان پول مورد استفاده قرار گیرد. در زمان‌های گذشته، کالاها معمولاً به این عنوان به کار می‌رفتند و در بسیاری از کشورها، طلا و نقره به عنوان این واژه رایج شناخته می‌شدند. امروزه تقریباً تمامی پول‌های مورد استفاده در کشورهای مختلف، به اصطلاح بی‌پشتوانه هستند؛ یعنی این نوع دارای ارزش ذاتی نبوده و ارزش آن تحت کنترل دولت قرار دارد. در بیشتر کشورهای جهان، این واژه در گردش به دو دسته مسکوک و بانکی تقسیم می‌شود که بانکی بخش عمده‌ای از مقدار پول در گردش را تشکیل می‌دهد.

لغت نامه دهخدا

پول. ( اِ ) از پهلوی پوهل. پُل. قنطرة. جسر. و به این معنی درزبانهای ایرانی بسیار کهنسال است. طاق و سقف گونه ای که بر رودی یا نهر و مادی بر عرض آن بندند گذشتن مردم و چارپایان را. کرپی ( در تداول مردم قزوین و ظاهراً ترکی باشد ): و پولی ساختند و خلایق و چهارپایان بدان میگذشتند. ( ترجمه بلعمی تاریخ طبری )

فرهنگ معین

[ یو. ] (اِ. ) آن چه که معیار ارزش مادی است و به عنوان وسیلة مبادله مورد استفاده قرار می گیرد.، ~ چایی پولی که به عنوان انعام داده می شود.، ~ کسی از پارو بالا رفتن ثروت بی حساب داشتن.

فرهنگ عمید

= پُل: یکی پول دیگر بباید زدن / شدن را یکی راه بازآمدن (فردوسی: ۶/۲۹۲ )، تمنای شه آنگه آید به دست / که بر روی دریا توان پول بست (نظامی۵: ۸۳۲ ).
۱. قطعۀ فلز از طلا یا نقره یا مس یا فلزات دیگر که از طرف دولت سکه زده شود.
۲. اسکناسی که توسط دولت یا بانک ناشر اسکناس چاپ و منتشر شود.
* پول خُرد: پول فلزی کم ارزش، سکه.
* پول زرد (طلا ): [مجاز] سکۀ طلا.
* پول سفید: [مقابلِ پول سیاه] [مجاز] پولی که از نقره سکه زده باشند.
* پول سیاه: [مجاز]
۱. پول فلزی بسیار کم ارزش، پشیز.
۲. پول خردی که سابقاً از مس سکه می زدند، سکۀ مسی.

فرهنگ فارسی

( اسم ) پل جسر: [ تو که پولی نمیتوانی هشت چون زند همت تو زرین خشت ?] ( جام جم ۲۲۵ ).
پاولوس پاولو

دانشنامه آزاد فارسی

پول (money)
وسیلۀ مبادلۀ قابل قبول برای خرید کالا، خدمات و تأدیه دیون. در طی تاریخ به صورت های مختلف وجود داشته است: ۱. به صورت مبادله مستقیم کالا با کالا که به آن مبادله پایاپای یا تهاتری گویند، مثل مبادله کفش با برنج؛ ۲. به صورت یک کالای خاص، مثلاً گندم، برای مبادله با هر کالای دیگر؛ ۳. استفاده از فلزی خاص، به ویژه طلا و نقره به صورت شمش یا سکه که تا قرن ۱۹ به عنوان واحد پول به کار می رفت. سکه نخستین بار در قرن ۷پ م در لیدیه واقع در آسیای صغیر اختراع شد، و در زمان داریوش هخامنشی «دریک» نامیده می شد. البته برخی اختراع آن را در هزارۀ دوم پ م به چینی ها نسبت می دهند؛ ۴. پول کاغذی که طراح آن به صورت فعلی شخصی به نام پالم استراخ، بنیانگذار بانک استکهلم، بود. یکی از اولین بانک های دنیا در ۱۶۵۰ در هلند تأسیس شد. پول کاغذی یا اسکناس البته سابقۀ دیرینه تری دارد؛ چینی ها آن را در ۸۰۰م ابداع کردند، و در دورۀ ایلخانان در ایران تحت عنوان «چاو» (که واژه چاپ هم از آن گرفته شده) به کار می رفت؛ ۵. استفاده از پول ثبتی به صورت چک و حساب جاری در بانک ها؛ ۶. به صورت پول الکترونیکی یا کارت الکترونیکی. پول امروزه چهار وظیفه یا کارکرد مهم دارد: واسطه مبادله است؛ واحد شمارش در اقتصاد است؛ ذخیره ارزش است؛ یعنی می توان با آن در آینده هم کالا و خدمات خرید؛ و وسیله پرداخت دیون معوقه است، یعنی می توان قبل از پرداخت وجه کالا از آن کالا استفاده کرد و بهای آن را بعداً پرداخت. پول اصولاً به هر صورتی که به کار رود باید بادوام، قابل حمل، یکسان و متحدالشکل و جعل و تقلب آن مشکل باشد. پول در ایران امروزه به صورت سکه های ۲۵۰، ۵۰۰ و ۱۰۰۰ ریالی و اسکناس های ۱۰۰، ۲۰۰، ۵۰۰، ۱۰۰۰، ۲۰۰۰، ۱۰,۰۰۰، ۲۰,۰۰۰، ۵۰,۰۰۰ ریالی منتشر می شود. به سپرده های حساب پس انداز و مدت دار در بانک ها شبه پول می گویند. نیز ← نقدینگی؛ چک 
پول (بازی). پول (بازی)(pool)
(یا: بیلیارد امریکایی) نوعی بازی مشتق از بیلیارد که به اشکال مختلف انجام می شود. ابتدا در امریکا متداول بود، ولی در حال حاضر در اروپا هم بازی می شود. دارای گوی رنگارنگ و هر گوی دارای شماره است. گوی خنثی (سیاه) شمارۀ هشت است. رایج ترین نوع پول با هشت گوی بازی می شود. هر بازیکن باید گوی های خود را زودتر از حریف به داخل سبدها بیندازد و در آخر گوی سیاه را از دور خارج کند. شکل های دیگر بازی به صورت انداختن گوی ها به ترتیب شماره به داخل سبدها یا انداختن گوی های از پیش تعیین شده به داخل سبدهای از پیش تعیین شده است.

ویکی واژه

شی‌ء فلزی یا کاغذی با واحدی مشخص که در کشور برای انجام معاملات، خدمات، خرید و فروش، و مانند آنها بکار می‌رود. اعتبار آن به علت ارزش خود آن شی‌ء مانند پول، نقره، طلا یا به علت ارزش پشتوانه آن مانند اسکناس است. پول ممکن است به زبان معیار باستان همان پور باشد.‌پول بدین سبب این عنوان را گرفته که نوع فلزی آن هنگام درآوردن از کوره سرخ و براق جلوه می‌نمود بدین سبب پول یعنی بسیار شفاف نامیده شده است.
آن چه که معیار ارزش مادی است و به عنوان وسیله مبادله مورد استفاده قرار می‌گیرد. چایی پولی که به عنوان انعام داده می‌شود.
پول کسی از پارو بالا رفتن کنایه از ثروت بی‌حساب داشتن.
پول

جملاتی از کلمه پول

چنان در خشم شد خسرو ز فرهاد که حلقش خواست آزردن به پولاد
بر افراز او شاه هنگام هیجا چو بر کوه خارا ز پولاد عرعر
وزین روی ار هنگ دیو دمند که باشد نژادش ز پولادوند
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم