لغت نامه دهخدا
بهلول. [ ب ُ ] ( اِخ ) ابووهیب بهلول بن عمرو الصیرفی کوفی معروف به بهلول مجنون. وی در حدود 190 هَ.ق. درگذشت. وی از عقلاء مجانین خوانده شده و دارای کلام شیرین است و سخنان وی از نوادر خوانده شده است. ( از معجم المطبوعات ). نام عارفی است مشهور. ( غیاث ) ( آنندراج ). نام مردی معروف. ( منتهی الارب ) :
چه خوش گفت بهلول فرخنده خوی
چو بگذشت برعارفی جنگجوی.سعدی.من ازکجا و نصیحت کنان بیهده گوی
حکیم را نرسد کدخدایی بهلول.سعدی.