شهر ( تلفظ راهنما·اطلاعات ) مکانی با تراکم بالای جمعیت و مرکزیت سیاسی، اداری و تاریخی است که در آن، فعالیت اصلی مردم، غیر کشاورزی است و دارای مختصات شهری بوده که از طریق دولتی محلی، اداره می شود.
واژه شهر از پارسی میانه شهر و از پارسی باستان χşaθra - گرفته شده است. xšaθra در پارسی باستان به معنای پادشاهی بوده است. پولیس ( زبان یونانی: πόλις ) به معنای کلمه شهر یا شهرستان در یونان باستان بود. پرسپولیس نیز در برخی از منابع معنی شهر پارس ( پاسارگاد ) است.
شاخص های تفکیک شهر از روستا، عبارت است از:
• وسعت
• وضعیت و نوع فعالیت اقتصادی
• درجه اشتغال و قشربندی اجتماعی
• درجه پیچیدگی روابط و مناسبات
• چگونگی بهره گیری از نهادهای اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی
• میزان و ترکیب جمعیت.
واژه Urban در زبان انگلیسی و Urbain در زبان فرانسوی، از ریشه Urbanus لاتین، یعنی شهری یا متعلق به شهر و از Urbs که به شهر رم گفته می شد، می آید.
شهر، طی دهه های اخیر، از سوی اندیشمندان جغرافیا، جامعه شناسی، اقتصاد، جمعیت شناسی و برخی علوم دیگر، تعاریف متعددی از شهر ارائه شده است و جامعه شناسان از جمله انگلس و مارکس، شهر را محل تمرکز جمعیت، ابزار تولید، سرمایه، نیازها و احتیاجات و غیره می دانند که تقسیم کار اجتماعی، در آنجا صورت گرفته است. جغرافی دانان، شهر را منظره ای مصنوعی از خیابان ها، ساختمان ها، دستگاه ها و بناهایی می دانند که زندگی شهری را امکانپذیر می سازد. مورخان، شهر را با توجه به قدمت آن، تعریف می کنند و از نظر اقتصاددانان، شهر به جایی گفته می شود که معیشت غالب ساکنان آن، بر پایه کشاورزی نباشد. جمعیت شناسان نیز، تعداد جمعیت یک نقطه را، ملاک شهری بودن آن نقطه می دانند. اندیشمندان طراحی شهری شهر را مجموعه پیچیدهٔ سازمان یافته ای می دانند که متشکل از سه مؤلفه اصلی کالبد، تصورات، و فعالیت می باشد، که پیوسته در حال تغییر و تحول است. شهرشناسان، شهر را محلی می دانند که بشر دست از زمین کشیده و فکر کردن را آغاز می کند. {نیازمند منبع}
با توجه به دیدگاه های گوناگون، تعریف های متفاوتی برای شهر، ارائه شده است. در بیشتر کوشش ها، برای تعریف بنیادی و اساسی شهر، دو ملاک در نظر گرفته شده است:
• تعیین حداقل اندازه شهر، از نظر جمعیت
• تعیین حد نصاب برای چگالی جمعیت ( جمعیت نسبی ).
شهر (آلبوم). شهر ( به انگلیسی: The City ) نام آلبومی از هنرمند یونانی، ونگلیس است که در سال ۱۹۹۰ عرضه شد. بر اساس گزارش ها، این آلبوم به طور کامل در یک اتاق هتل در رم، جایی که ونگلیس برای مشاهدهٔ به فیلم درآوردن ماه تلخ از رومن پولانسکی اقامت داشت، ضبط شد. این آلبوم در بسیاری از جهات، می تواند به عنوان یک آلبوم مفهومی دیده شود؛ مفهوم هایی را از زندگی شهری و به فضای یک شهر بزرگ اشاره می کند.
تمام آهنگ ها به وسیلهٔ ونگلیس نوشته شده اند.
• «Dawn» – ۴:۱۶
• «Morning Papers» – ۳:۵۵
• «Nerve Centre» – ۵:۳۰
• «Side Streets» – ۴:۱۲
• «Good to See You» – ۶:۵۱
• «Twilight» – ۴:۵۷
• «Red Lights» – ۳:۵۵
• «Procession» – ۹:۳۳
ونگلیس تمام سازها را می نوازد، خصوصاً سینتی سایزرها و ماشین درام. آوازها از هنرمندان مختلف میهمان است با نقالی کردن هایی از رومن پولانسکی و امانوئل سینر.
ونگلیس از استایل های متفاوتی استفاده می کند، از جاز ( ۲ ) و راک ( ۳ ) تا عصر نو ( ۵، ۶ ). قطعات سازی همگی پایهٔ سینتی سایزری دارند اما بسیار متقعادکننده به گوش می آیند ( ترامپت در ۱، گیتار در ۳، سل در ۸ )
گرچه شهر اولین آلبوم پس از مستقیم ( ۱۹۸۸ ) است، هیچ ذکری از «سری های مستقیم» که در یادداشت های جلد آلبوم بحث شده بود دیده نمی شود. هم چنین نمی تواند به سادگی به اثر بعدی، مانند موسیقی متن ۱۴۹۲: فتح بهشت ربط داده شود. ونگلیس بعداً موسیقی متن فیلم ماه تلخ پولانسکی را ساخت.
شهر (فیلم ۱۹۲۶). شهر ( انگلیسی: The City ) فیلمی در ژانر درام است که در سال ۱۹۲۶ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به والتر مک گریل، می الیسون، ریچارد والینگ و جرج ایروینگ اشاره کرد.
شهر (لژه). شهر ( به فرانسوی: La Ville ) یک نقاشی از نقاش و مجسمه ساز فرانسوی فرنان لژه است. لژه این نقاشی را در سال ۱۹۱۹ کشید و سبک آن کوبیست است. سال ۱۹۵۲ توسط آلبرت اوژن گالاتین به موزه هنر فیلادلفیا اهدا شد و اکنون در این موزه قرار دارد. این اثر در موزه گوگنهایم نیویورک نیز به نمایش درآمده است. هم شهر و هم آثار دیگر لژه در نقد و بررسی نمایشگاه گوگنهایم مورد تمجید قرار گرفتند.
تعریف شهر در ایران
در کشور ما، جایی که به طور رسمی شهر شناخته شده است، طی سرشماری های ۱۳۳۵ الی ۱۳۷۵ متفاوت بوده است. در سرشماری سال ۱۳۳۵، شهر به جایی اطلاق شده که جمعیت آن معادل ۰۰۰/۵ نفر بوده است. در سرشماری سال های ۱۳۴۵ و ۱۳۵۵ شهر به جایی اطلاق شده که ۰۰۰/۵ نفر جمعیت داشته باشد، علاوه بر این کلیه مراکز شهرستان ها (بدون در نظر گرفتن جمعیت آنها) شهر محسوب شده اند. در سرشماری سال ۱۳۶۵ دارا بودن جمعیت ۰۰۰/۵ نفر از تعریف حذف شده است و شهر به جایی اطلاق شده است که در زمان سرشماری دارای شهرداری باشد (سال نامه آماری ۱۳۶۵). این تغییر با توجه به تعریف شهر در قانون جدید تقسیمات کشوری ایجاد شد که در آن کلیه نقاط دارای شهرداری در زمان تصویب قانون را شهر دانسته و ایجاد شهرداری در نقطه ای دیگر را در آینده موکول به داشتن حداقل ۰۰۰/۱۰ نفر جمعیت نموده است. در سرشماری سال ۱۳۷۵ نیز این تعریف، یعنی دارا بودن شهرداری، ملاک تفکیک شهر از روستا شده است.
اجزای اصلی شهرها
معمولاً شهرها از چهار نوع فضای اصلی پوشیده شده اند و در واقع کل سطح زمین موجود در شهرها به این فضاها اختصاص یافته است، که عبارتند از: فضاهای مسکونی، فضاهای سواره و پیاده، فضاهای سبز و اماکن ورزشی و سایر فضاهای خدماتی که به ترتیب و به طور معمول حدود آنها در تراکم های متوسط شهری، ۵۰، ۲۵، ۱۵، ۱۰ درصد سطح زمین می باشد. • مسکن • شبکه معابر شهر • فضای سبز شهر • فضاهای خدماتی شهر
آرمان شهر
...
[ویکی الکتاب] معنی شَهْرٍ: ماه
معنی بَلَدٍ: سرزمین - شهر
معنی یَثْرِبَ: نام قدیم شهر مدینه (کلمه یثرب نام قدیمی مدینه طیبه است، قبل از ظهور اسلام این شهر را یثرب میخواندند، بعد از آنکه رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) به این شهر هجرت کردند نامش را مدینة الرسول نهادند، و سپس کلمه رسول را از آن حذف کرده و به مدینه مشهور...
معنی مِصْرَ: مصر- شهر(در عبارت " ﭐهْبِطُواْ مِصْراً فَإِنَّ لَکُم مَّا سَأَلْتُمْ ")
معنی دَارِکُمْ: محل سکونتتان (درجمله "تَمَتَّعُواْ فِی دَارِکُمْ " منظور شهری است که قوم ثمود در آن سکونت داشتند و اگر شهر در اینجا دار ( خانه )نامیده شده، بدین مناسبت بوده که شهر نیز مانند خانه، اهل خود را در خود جمع میکند. )
معنی دَارِهِمْ: محل سکونتشان (درجمله "تَمَتَّعُواْ فِی دَارِکُمْ " منظور شهری است که قوم ثمود در آن سکونت داشتند و اگر شهر در اینجا دار ( خانه )نامیده شده، بدین مناسبت بوده که شهر نیز مانند خانه، اهل خود را در خود جمع میکند. )
معنی سَیِّداً: آقا - مالک بزرگی که تدبیر امور شهر و سواد اعظم (سیاهی جمعیت) یعنی جمعیت بسیاری را عهده دار باشد
معنی هَدْیِ: حیوانی که آدمی از شهر خود با خود به طرف مکه میبرد، تا قربانی کند، از قبیل گوسفند و گاو و شتر
معنی یَتَرَقَّبُ: انتظار می کشید ("فَخَرَجَ مِنْهَا خَائِفاً یَتَرَقَّبُ ":ترسان و نگران در حالی که [حوادث تلخی را] انتظار میکشید از شهر بیرون رفت)
معنی دَارُ: خانه - محلی است که انسان آن را بنا میکند و در آن ساکن میشود و خود و خانوادهاش را منزل و ماوا میدهد درجمله "تَمَتَّعُواْ فِی دَارِکُمْ " منظور شهری است که قوم ثمود در آن سکونت داشتند و اگر شهر در اینجا دار ( خانه )نامیده شده، بدین مناسبت بوده که شهر...
معنی مَدِینَةِ: شهر- مدینه ( در آیه شریفه 8 سوره مبارکه منافقون: "یَقُولُونَ لَئِن رَّجَعْنَا إِلَی ﭐلْمَدِینَةِ لَیُخْرِجَنَّ ﭐلْأَعَزُّ مِنْهَا ﭐلْأَذَلَّ..." )
معنی سَادَتَنَا: فرمانروایان ما (کلمه سادة جمع سید ( آقا ) است، و کلمه سید به معنای مالک بزرگی است که تدبیر امور شهر و سواد اعظم (سیاهی جمعیت) یعنی جمعیت بسیاری را عهده دار باشد )
ریشه کلمه:
شهر (۲۱ بار)