لغت نامه دهخدا
خواجه ابوعلی سینا رحمةاﷲ میگوید از چیزها که من بر بسیار کس آزمودم و سودمند یافتم گلشکر تازه است. ( ذخیره خوارزمشاهی ).
زین دو تنها هیچ قوت ناید اندر جان و دل
قوت جان را و دل را گلشکربه گل شکر.سنایی.ز گلشکر لفظ و تفاح خلقش
شماخی نظیر صفاهان نماید.خاقانی.گو درد دل قوی شو و گو تاب تب فزای
زین گلشکر مجوی و از آن ناردان مخواه.خاقانی.گلشکر را زرشک نی شکرش
زهر در حلق و خار در جگر است.خاقانی.بشیرینی از گلشکر نوش تر
بنرمی ز گل نازک آغوش تر.نظامی.آدم از آن دانه که شد حیضه دار
توبه شدش گلشکر خوشگوار
توبه دل در چمنش بوی توست
گلشکرش خاک سر کوی توست
دل ز تو چون گلشکر توبه خورد
گلشکر از گلشکری توبه کرد.نظامی.گر گلشکر خوری بتکلف زیان کند
ور نان خشک دیر خوری گلشکر بود.سعدی.رویت گل و لب تو شکر وین عجب که نیست
جز درد دل به حاصل از آن گلشکر مرا.امیرخسرو.قرص لیموی تو گوارشت لطیف عنبر
گلشکر باشد و گلقند و شراب دینار.بسحاق اطعمه.