بی ملاحظه

لغت نامه دهخدا

بی ملاحظه. [ م ُ ح َ / ح ِ ظَ / ظِ ] ( ص مرکب ، ق مرکب ) ( از: بی + ملاحظه عربی ) که رعایت جوانب نکند. که جانب مردمان نگاه ندارد. بدون تأمل. بدون بصیرت و از روی بی عقلی و بی دانشی. ( ناظم الاطباء ). مغرورانه. لغو. پرت. پرتکی.نفهمیده. نسنجیده. الاّبختی ( در تداول عوام )؛ آدم بی ملاحظه ، که رعایت جوانب نکند. و رجوع به ملاحظه شود.

فرهنگ فارسی

که رعایت جوانب نکند . که جانب مردمان نگاه ندارد . بدون تامل . بدون بصیرت .

ویکی واژه

indiscreto
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم