دست در میان افکندن

به معنای مداخله کردن در موضوع یا ماجرا است. وقتی کسی دست در میان می‌اندازد، تلاش می‌کند که خود را در مسئله‌ای دخالت بدهد، چه برای کمک و چه برای کنترل آن.

مترادف‌ها

افسوس خوردن، خاک بر سر خود ریختن

متضادها

آرامش، تمرکز، تسلط

کلمات مرتبط