دامن چیزی را گرفتن
این اصطلاح در زبان فارسی به معنای «گیر افتادن» یا «به دام افتادن» در یک موقعیت یا مشکل است. وقتی میگویند فردی «دامن چیزی را گرفته»، منظور این است که آن فرد گرفتار موضوعی شده و به سختی قادر به رهایی از آن نیست.
مترادفها
گسترش دادن، توسعه دادن، شدت یافتن
متضادها
رها کردن، وا گذاشتن، ترک کردن