از عهده به در آمدن
یعنی توانایی انجام یا کنترل کاری را پیدا کردن. وقتی فرد موفق میشود یک وظیفه یا چالش را به خوبی پشت سر بگذارد.
مترادفها
موفق شدن، توانستن، انجام دادن
متضادها
از عهده برنیامدن، شکست خوردن
یعنی توانایی انجام یا کنترل کاری را پیدا کردن. وقتی فرد موفق میشود یک وظیفه یا چالش را به خوبی پشت سر بگذارد.
موفق شدن، توانستن، انجام دادن
از عهده برنیامدن، شکست خوردن