از دست برامدن کاری
به معنی ناتوان ماندن از به انجام رساندن یا کنترل کاری و خروج آن از کنترل فرد است.
مترادفها
انجام شدن، میسر شدن
متضادها
بینتیجه ماندن، بیثمر بودن
جمله سازی با از دست برامدن کاری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 با توجه به کمبود بودجه و منابع مالی کافی در این پروژه، احتمال از دست برآمدن کاری که برای آن برنامهریزی شده بود بسیار زیاد است.
💡 مدیریت باید تمام تلاش خود را به کار گیرد تا با چالشهای پیش رو مقابله کند و از از دست برآمدن کاری که هسته اصلی شرکت است جلوگیری نماید.
💡 اگر دقت کافی در نظارت بر مراحل اجرایی صورت نگیرد، ممکن است با از از دست برآمدن کاری که تیم ما ماهها روی آن کار کرده، مواجه شویم.