سر از تخم درآوردن
به معنای بیرون آمدن جوجه یا هر موجود جدید از تخم است. این عبارت ممکن است به صورت استعارهای برای شروع یا تولد چیزی جدید نیز به کار رود.
مترادفها
بیرون آمدن، پدیدار شدن، سر برآوردن، نمودار شدن
جمله سازی با سر از تخم درآوردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پس از گذشت مدتهای طولانی از آن حادثه عجیب، بالاخره حقیقت ماجرا و علت اصلی آن درگیری شدید میان دو همکار از زیر برف سر از تخم آورد.
💡 با بررسی دقیق مدارک مالی، سرانجام مشخص شد که فساد مالی گستردهای در این سازمان دولتی بزرگ از چندین سال پیش سر از تخم آورده است.
💡 هیچکس تصور نمیکرد که در میان این همه هیاهو، ناگهان یک راه حل ساده و عملی برای حل مشکل پیچیده فنی سر از تخم بیاورد.