گرفتار چیزی بودن
درگیر شدن در یک مسئله، یک کار، یا یک وضعیت خاص که تمام تمرکز، زمان و توان فرد را به خود مشغول کرده است.
مترادفها
گرفتار بودن، درگیر بودن، دچار بودن
متضادها
آزاد بودن، رها بودن
جمله سازی با گرفتار چیزی بودن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او مدتهاست که گرفتار مشکلات مالی شدیدی شده است و برای بازگشت به زندگی عادی، تلاش میکند تا راههای مختلفی برای کسب درآمد پیدا کند.
💡 بسیاری از مردم در کشورهای در حال توسعه، همواره با گرفتار بودن در چرخههای فقر و بیکاری دست و پنجه نرم میکنند که بسیار ناامیدکننده است.
💡 اگر بیش از حد گرفتار بودن در مسائل کوچک و بیاهمیت روزمره باشی، فرصتهای بزرگ و ارزشمند زندگی را از دست خواهی داد و پشیمان خواهی شد.