متوجه نبودن
بیخبر بودن، دقت نداشتن یا آگاه نبودن. یعنی شخص نسبت به موضوعی توجه یا شناخت کافی نداشته است.
مترادفها
غافل بودن، بیخبر بودن
متضادها
توجه کردن، آگاه بودن
جمله سازی با متوجه نبودن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او به دلیل خستگی مفرط و بیخوابی، در طول جلسه بسیار بیدقت بود و متوجه نبودن جزئیات مهم گزارش علمی بود.
💡 متوجه نبودن خطاهای کوچک در کدهای برنامهنویسی میتواند در آینده منجر به بروز مشکلات بسیار بزرگ و هزینهبر در سیستم شود.
💡 او به دلیل مشغلههای زیاد، متوجه نبودن تغییرات ناگهانی در رفتار دوستان قدیمیاش نشده بود و از این موضوع بسیار تعجب کرد.