پر تب و تاب

توصیفی برای حالتی است که با هیجان، شور و حرارت زیاد همراه است؛ معمولاً برای توصیف رویدادها، گفتگوها یا شرایطی که پر جنب و جوش و پرهیجان‌اند، به کار می‌رود.

مترادف‌ها

پرشور، پرهیجان، پرالتهاب، پرحرارت

متضادها

بی‌روح، آرام، بی‌هیجان

جمله سازی با پر تب و تاب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بحث و جدل‌های پر تب و تاب میان سیاستمداران در مورد اصلاحات اقتصادی جدید، فضای پارلمان را در هفته‌های اخیر بسیار متشنج کرده است.

💡 مبارزات انتخاباتی با هیجان و پر تب و تاب بسیار زیادی در سطح کشور جریان دارد و مردم با دقت اخبار را دنبال می‌کنند.

💡 نمایشگاه کتاب امسال با حضور نویسندگان برجسته، با استقبال پر تب و تاب کتاب‌خوانان و علاقه‌مندان به ادبیات در سراسر کشور روبرو شد.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران