به وجد آمدن
به معنای بسیار خوشحال یا هیجانزده شدن، برانگیخته شدن احساس شور و نشاط در کسی به دلیل اتفاق خوشایند یا موفقیت.
مترادفها
به هیجان آمدن، شاد شدن، کیف کردن
متضادها
افسردگی، غمگین شدن، دلتنگی
جمله سازی با به وجد آمدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 شنیدن موسیقی ملایم و آرامبخش در آن فضای دنج و زیبا، باعث شد که تمامی حاضران در آن مهمانی به وجد بیایند و لذت ببرند.
💡 کودک کوچک پس از دیدن شعبدهباز با حرکات جادویی و رنگارنگش، از شدت هیجان به وجد آمد و با صدای بلند دست میزد.
💡 من از اینکه توانستم با موفقیت در این آزمون دشوار شرکت کنم و نمره بالایی کسب کنم، واقعاً به وجد آمده و بسیار خوشحالم.