بریدن از هم
این عبارت به معنای جدا شدن و قطع رابطه یا پیوند میان دو یا چند نفر است. معمولاً وقتی افراد یا گروهها "از هم میبرند"، روابط عاطفی، خانوادگی یا کاری خود را قطع میکنند و دیگر ارتباط مستقیمی با یکدیگر ندارند.
مترادفها
جدا شدن، گسستن
متضادها
پیوستن، وصل شدن، متحد شدن
جمله سازی با بریدن از هم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در آن صحنه بسیار دراماتیک و تلخ، گویی تمام پیوندهای عاطفی میان آن دو شخصیت، با یک ضربه سنگین و ناگهانی، دچار بریدن از هم و گسست شد.
💡 فرآیند طبیعی فرسایش باعث میشود که لایههای مختلف زمین به مرور زمان دچار بریدن از هم شده و تکههای مجزایی را شکل دهند.
💡 تلاشهای بیهوده او برای وصل کردن دوباره آن دو خانواده، با شکست مواجه شد زیرا بریدن از هم میان آنها بسیار عمیق و جبرانناپذیر بود.