مقارن شدن
همزمان شدن، برابر و همزمان قرار گرفتن، یا نزدیک به هم واقع شدن دو چیز در زمان یا مکان. این ترکیب بیشتر در زبان رسمی و ادبی به کار میرود و معنای «همزمان شدن با چیزی» را میدهد.
مترادفها
همزمان شدن، موازی شدن، همراه شدن
متضادها
جدا شدن
جمله سازی با مقارن شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 وقوع این بحران اقتصادی با دوران تغییرات سیاسی در کشور، باعث شد که این دو اتفاق با یکدیگر مقارن شدن و شرایط را دشوار کنند.
💡 دوران رشد سریع تکنولوژی با تغییرات گسترده در سبک زندگی انسانها، همزمان مقارن شدن و باعث ایجاد چالشهای جدید در روابط اجتماعی شدند.
💡 زمان رسیدن به اوج موفقیتهای شغلی او، با لحظات حساس زندگی شخصیاش نیز مقارن شدن و باعث شد که او نتواند از هر دو بهره ببرد.