برق میزد

شکل درست‌تر و رایج‌تر آن «برق می‌زد» است؛ یعنی چیزی می‌درخشید، برق داشت یا نور را بازتاب می‌داد. مثلاً: «چشم‌هایش برق می‌زد» یعنی چشمانش درخشان و پر از شور یا احساس بود.

مترادف‌ها

می‌درخشید، می‌تابید

متضادها

خاموش شد، کدر شد

جمله سازی با برق میزد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 وقتی خورشید از پشت ابرها بیرون آمد، سطح دریا زیر نور تابناک خورشید به شدت برق میزد و منظره‌ای بسیار زیبا و تماشایی خلق می‌کرد.

💡 الماس بسیار درخشانی که در انگشتر پیرزن قرار داشت، با هر حرکت دست او زیر نور چراغ‌های سالن جشن به شدت برق میزد و چشم‌ها را می‌گرفت.

💡 تیغه‌های تیز و صیقلی شمشیر قدیمی که در موزه نگهداری می‌شد، زیر نور مستقیم پروژکتورها به شکلی خیره‌کننده برق میزد و شکوه گذشته را یادآوری می‌کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران