برق میزد
شکل درستتر و رایجتر آن «برق میزد» است؛ یعنی چیزی میدرخشید، برق داشت یا نور را بازتاب میداد. مثلاً: «چشمهایش برق میزد» یعنی چشمانش درخشان و پر از شور یا احساس بود.
مترادفها
میدرخشید، میتابید
متضادها
خاموش شد، کدر شد
شکل درستتر و رایجتر آن «برق میزد» است؛ یعنی چیزی میدرخشید، برق داشت یا نور را بازتاب میداد. مثلاً: «چشمهایش برق میزد» یعنی چشمانش درخشان و پر از شور یا احساس بود.
میدرخشید، میتابید
خاموش شد، کدر شد