برق زدگی
مترادفها
درخشش، لمعان
لغت نامه دهخدا
برق زدگی. [ ب َ زَ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی برق زده. حالت مبتلابه اصابت برق شده. رجوع به برق زدن و برق زده شود.
فرهنگ فارسی
حالت و چگونگی برق زده حالت مبت به اصابت برق شده.
جمله سازی با برق زدگی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تظاهرات بالینی گریوز به صورت بزرگ شدن منتشر و یکنواخت غده تیروئید است که حجم آن را به ۲ تا ۳ برابر طبیعی میرساند همچنین سفت شدن آن و حتی گاهی شنیده شدن بروئی بر روی غده که به دلیل افزایش میزان عروق غده و جریان خون بسیار فعال آن است از تظاهرات بیماری گریوز میباشد. همچنین اغلب اگزوفتالمی یا بیرون زدگی چشم از کاسه چشم و علائم پرکاری تیروئید مانند افزایش ضربان قلب، عدم تحمل نسبت به گرما، ضعف عضلانی، لاغر شدن، ریزش مو، تعریق و کمخوابی بروز میکند.
💡 یکی دیگر از گردآورندههایی هستند که در آنها از هوا یا گاز به عنوان سیال برای انتقال حرارت استفاده میشود. نگهداری آسان و عدم یخ زدگی هوا از مزایای این نوع کلکتورها نسبت به دیگر انواع مایعی آنهاست. بهعلاوه در این نوع گردآورندهها هوای گرم مستقیماً وارد ساختمان یا محفظه ذخیره میشود.