ندادن
امتناع کردن از دادن چیزی؛ چیزی را در اختیار کسی قرار ندادن. مثلاً: «او پول را نداد» یعنی از پرداخت آن خودداری کرد.
مترادفها
منع کردن، دریغ کردن، بازداشتن
متضادها
دادن، بخشیدن
جمله سازی با ندادن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او از تصمیم خود مبنی بر ندادن هیچگونه اطلاعاتی در مورد جزئیات پروژه جدید به رقبای تجاریاش، در جلسات هیئت مدیره به شدت مورد انتقاد قرار گرفت.
💡 تلاش بیوقفه او برای ندادن پاسخ به پرسشهای تند خبرنگاران در آن کنفرانس خبری، باعث شد تا رسانهها او را فردی بسیار تدافعی و بسته معرفی کنند.
💡 از نظر او، ندادن حق به صاحبحق، حتی در سختترین شرایط ممکن، رفتاری غیرانسانی و برخلاف اصول اخلاقی و مذهبی که از کودکی آموخته بود، محسوب میشد.