لغت نامه دهخدا
لاروبی. ( حامص مرکب ) عمل پاک کردن قنات و جز آن ازلای: نثل؛ لاروبی قنات، تنقیه قنات. اباثة؛ لاروبی کردن چاه. ثل؛ لاروبی چاه. ثلل؛ لاروبی چاه. حماء؛ لاروبی کردن و پاک کردن قنات از لای. انتکاش؛ لاروبی کردن.
لاروبی. ( حامص مرکب ) عمل پاک کردن قنات و جز آن ازلای: نثل؛ لاروبی قنات، تنقیه قنات. اباثة؛ لاروبی کردن چاه. ثل؛ لاروبی چاه. ثلل؛ لاروبی چاه. حماء؛ لاروبی کردن و پاک کردن قنات از لای. انتکاش؛ لاروبی کردن.
(حامص. ) پاک کردن گل و لای، تنقیه.
پاک کردن گل و لای ( رود قنات و غیره ) تنقیه.
پاک کردن گل و لای، تنقیه.