لغت نامه دهخدا
کله پربادی. [ ک َل ْ ل َ / ل ِ پ ُ ] ( حامص مرکب ) غرور. تکبر. ( ناظم الاطباء ) ( فرهنگ فارسی معین ):
سبکسر گر دو روزی در سرافرازی کند شادی
حباب آسا نمی پاید بسی از کله پربادی.محسن تأثیر ( از بهار عجم ).و رجوع به کله پرباد شود.
کله پربادی. [ ک َل ْ ل َ / ل ِ پ ُ ] ( حامص مرکب ) غرور. تکبر. ( ناظم الاطباء ) ( فرهنگ فارسی معین ):
سبکسر گر دو روزی در سرافرازی کند شادی
حباب آسا نمی پاید بسی از کله پربادی.محسن تأثیر ( از بهار عجم ).و رجوع به کله پرباد شود.
غرور تکبر: ( سبکسر کرد و روزی در سر افرازی کند شادی حباب آسا نمی پاید بسی از کله پر بادی ). ( محسن تاثیر )