چنباتمه زدن

لغت نامه دهخدا

چنباتمه زدن. [ چُم م َ / م ِ زَ دَ ] ( مص مرکب ) چک زدن. چمباتمه زدن. چندک زدن. پس زانو نشستن.جلوس قرفصاء. سرپا نشستن و زانو در بغل گرفتن. و رجوع به چمباتمه زدن و چنباتمه و چنباتمه نشستن شود.

فرهنگ فارسی

چک چمباتمه زدن. زدن. چندک زدن. پس زانو نشستن. چندک زدن پس زانو نشستن.

سرسبز یعنی چه؟
سرسبز یعنی چه؟
چسی یعنی چه؟
چسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز