هفوات
مترادفها
لغزش، خطا، اشتباه، سهو
متضادها
دقت، هوشیاری، صواب
لغت نامه دهخدا
هفوات. [ هََ ف َ ] ( ع اِ ) ج ِ هفوة. لغزشها. ( یادداشت مؤلف ): از جانب سلطان بر آن هفوات اغضا میرفت. ( ترجمه تاریخ یمینی ).... و اغضا بر هفوات و بادرات آن قوم مبذول داشت. ( جهانگشای جوینی ). از هفوات ایشان تجاوز و اغماض رفت. ( جهانگشای جوینی ).
فرهنگ فارسی
(اسم ) جمع هفوت (هفوه )