لغت نامه دهخدا
میاومات. [ م ُ وَ ] ( ع اِ ) ج ِ میاومة. روزمزدها. مقابل مشاهرات و مسانهات که ماه مزدها و سال مزدها باشد. ( از یادداشت مؤلف ): مشاهرات و میاومات ایشان رایج می رسید. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 423 ). و رجوع به میاومة شود.
میاومات. [ م ُ وَ ] ( ع اِ ) ج ِ میاومة. روزمزدها. مقابل مشاهرات و مسانهات که ماه مزدها و سال مزدها باشد. ( از یادداشت مؤلف ): مشاهرات و میاومات ایشان رایج می رسید. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 423 ). و رجوع به میاومة شود.
جمع میاومه روز مزدها مقابل مشاهرات و مسانهات که ماه مزدها و سال مزدها باشد.