مهزله

مترادف‌ها

مضحکه، مسخره‌بازی، آشفتگی، هرج و مرج

متضادها

نظم

لغت نامه دهخدا

( مهزلة ) مهزلة. [ م َ زَ ل َ ] ( ع اِ ) واحد مهازل، یعنی خشکسالیها و زمینهای خشک. ( از اقرب الموارد ).
مهزلة. [ م ُ زِ ل َ ] ( ع ص ) تأنیث مهزل. لاغرکننده. و یقال: ان له ( لقیقهن ) قوة مهزلة للسمان اذا شرب منه وزن اربع دوانق. ( ابن البیطار ).

فرهنگ فارسی

تانیث مهزل لاغر کننده

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران