لغت نامه دهخدا
ناسغ. [ س ِ ] ( ع ص ) اسم فاعل است از نسغ. رجوع به نسغ شود. || رجل ناسغ؛ نیک ماهر در نیزه زدن. ج، نُسَّغ. ( المنجد ).
ناسغ. [ س ِ ] ( ع ص ) اسم فاعل است از نسغ. رجوع به نسغ شود. || رجل ناسغ؛ نیک ماهر در نیزه زدن. ج، نُسَّغ. ( المنجد ).
اسم فاعل است از نسغ.