شترکین

لغت نامه دهخدا

شترکین. [ ش ُ ت ُ ] ( ص مرکب ) اشترکین. شترکینه. پرکینه. کینه توز. که چون شتر کینه دارد. رجوع به اشترکین شود.

فرهنگ عمید

کینه توز، کینه دار، کینه جو مانند شتر.

فرهنگ فارسی

( صفت ) پر از کینه اشترکین.

بوسه گاه یعنی چه؟
بوسه گاه یعنی چه؟
افق یعنی چه؟
افق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز