زاعب

لغت نامه دهخدا

زاعب. [ ع ِ ] ( ع ص، اِ ) هادی سیاح. ( از اقرب الموارد ). هادی بسیاررونده و سیرکننده در زمین. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || نوک نیزه ای. ( ناظم الاطباء ). || سیل که وادی را پر کند. ( از اقرب الموارد ).
زاعب. [ ع ِ ] ( اِخ ) شهری است. ( از اقرب الموارد ). و رجوع به آنندراج شود.
زاعب. [ ع ِ ] ( اِخ ) مردی است از خزرج که نیزه میساخته و نیزه های مشهور به زاعبیه منسوب بدو است. ( از اقرب الموارد ). و رجوع به آنندراج و ناظم الاطباء شود.

فاک یعنی چه؟
فاک یعنی چه؟
خلار یعنی چه؟
خلار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز