رقایم
لغت نامه دهخدا
رقایم. [ رَ ی ِ ]( ع اِ ) یا رقائم. ج ِ رقیمة. ( آنندراج ). ج ِ رقیمة، نبشته ها. نامه ها. ( فرهنگ فارسی معین ). || ج ِ رقیم. ( ناظم الاطباء ). رجوع به رقیم و رقیمة شود.
فرهنگ معین
(رَ یَ ) [ ع. رقائم ] (اِ. ) جِ رقیمه، نامه ها.
فرهنگ فارسی
( اسم ) جمع رقیمه نبشته ها نامه ها
ویکی واژه
رقائم
جِ رقیمه؛ نامهها.
جمله سازی با رقایم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در بایگانیهای قدیمی، رقایم و اسناد مکتوب بسیار ارزشمندی یافت شد که جزئیات دقیق زندگی روزمره مردم در قرنهای گذشته را به ما نشان میدهند.
💡 دبیرخانه دولت باید تمام رقایم و مدارک مربوط به قراردادهای بینالمللی را با دقت بسیار بالا و در پوشههای مخصوص و امن نگهداری نماید.
💡 برای اثبات مالکیت زمین، ارائه مجموعهای از رقایم رسمی و اسناد تأیید شده توسط ادارات مربوطه، از جمله الزامات قانونی و ضروری در این فرآیند است.