لغت نامه دهخدا
رستنین. [ رُ ت َ ] ( ص نسبی، اِ ) مزیدعلیه رستنی. ( آنندراج از غوامض سخن ):
ازین مایه نبودی رستنین را
نبودی جانور روی زمین را.( ویس و رامین ).و رجوع به رستنی و رستمین شود.
رستنین. [ رُ ت َ ] ( ص نسبی، اِ ) مزیدعلیه رستنی. ( آنندراج از غوامض سخن ):
ازین مایه نبودی رستنین را
نبودی جانور روی زمین را.( ویس و رامین ).و رجوع به رستنی و رستمین شود.
مزید علیه رستنی