لغت نامه دهخدا
دهیوپد. [ دَهَْ پ َ ] ( فارسی باستان، اِ مرکب ) دهیوپت. رجوع به دهیوپت شود. || امر به معروف و نهی از منکر. ( از برهان ) ( از ناظم الاطباء ) ( آنندراج ).
دهیوپد. [ دَهَْ پ َ ] ( فارسی باستان، اِ مرکب ) دهیوپت. رجوع به دهیوپت شود. || امر به معروف و نهی از منکر. ( از برهان ) ( از ناظم الاطباء ) ( آنندراج ).
فرماندار، فرمانروای یک ناحیه یا بخش از کشور.