ارغاو

لغت نامه دهخدا

ارغاو. [ اَ ] ( اِ ) جوی آب. ( برهان ). رودخانه. ( اداةالفضلاء ) ( برهان ). ارغا. ( جهانگیری ). ارغاب. ( برهان ). ارغاف:
ز عشق دو رُخ چون ارغوانت بر دو رخم
ز هر دو دیده دو ارغاو خون شده ست روان.سوزنی.روم شوم سوی کاسان دو دیده چون ارغاو
اگر نیائی ای ارغوان رخ از کاسان.سوزنی.

بلاوجه یعنی چه؟
بلاوجه یعنی چه؟
طلف یعنی چه؟
طلف یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز