خردیکک
مترادفها
کوچک، خرد، ریز
متضادها
بزرگ، عظیم
لغت نامه دهخدا
خردیکک. [ خ ُ ک َ ] ( ص مصغر ) کوچکتر. کهتر. خردتر. اصغر.( از ناظم الاطباء ). رجوع به فرهنگ شعوری ص 397 شود.
کوچک، خرد، ریز
بزرگ، عظیم
خردیکک. [ خ ُ ک َ ] ( ص مصغر ) کوچکتر. کهتر. خردتر. اصغر.( از ناظم الاطباء ). رجوع به فرهنگ شعوری ص 397 شود.