خورد تر

لغت نامه دهخدا

خوردتر. [ خوَرْدْ / خُرْدْ ت َ ] ( ص تفضیلی ) خردتر. کوچکتر. اصغر. احقر. || جوانتر. از حیث سن کوچکتر. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

خرد تر کوچکتر

جمله سازی با خورد تر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بـر خـاك فـرو غـلطـيـده بـودنـد، زراعـتها زير و رو شده بودند، و كمتر اثرى از حيات وزندگى در آنجا به چشم مى خورد.

💡 خار صحرای ملامت خون خودرا می خورد پای آسایش اگر در دامن منزل کشم

💡 تیغش ز قهر، خون خورد از پیکر عدو سازد روان، ز خون دلیران، به دشت، جو

💡 سوگند خورد چرخ‌ که با او وفا کند بر خویشتن فریشتگان بر گواه کرد

💡 امام خمينى تربت امام حسين عليه السلام را به عنوان شفا مى خورد.(41)

💡 گفته می‌شود که یکی از محرک‌ها شورش هاتاکه‌یاما شیگه‌تادا در سال ۱۲۰۵ (سال دوم گنکیو) است که در آن هاتاکه‌یاما شیگه‌تادا، ملازم با نفوذ ولایت موساشی، شکست خورد.

خویش یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز