لغت نامه دهخدا
غیسه. [ س َ / س ِ ] ( ص ) غش کرده. دچار ضعف شده. ( از فرهنگ شعوری ج 2 ورق 188 الف ). رجوع به غیسیدن شود.
غیسه. [ س َ / س ِ ] ( ص ) غش کرده. دچار ضعف شده. ( از فرهنگ شعوری ج 2 ورق 188 الف ). رجوع به غیسیدن شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سموم مرگ چون غیسه کند خشک اگر بیشک همان باد انیسم
💡 ز خشت و خاک را هم غیسه روید اگر از خاک ره یا از نعیسم