خستیدن

مترادف‌ها

خسته شدن، درمانده شدن

متضادها

توان گرفتن

لغت نامه دهخدا

خستیدن. [ خ َ دَ ] ( مص ) خَستَن. ( از ناظم الاطباء ) ( شعوری ج 1 ص 375 ).

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران