لغت نامه دهخدا
مصاولت. [ م ُ وَ / وِ ل َ ] ( از ع، مص ) مصاولة. بر کسی برای جنگیدن حمله آوردن. رجوع به مصاولة شود. || ( اِمص ) حمله. هجوم. مصاولة: چون مسافت میان هر دو لشکر نزدیک شد کافر راه مطاولت در محاربت و مصاولت پیش گرفت. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 245 ).
مصاولة. [ م ُ وَ ل َ ] ( ع مص ) صیال. صیالة. به یکدیگر حمله آوردن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). حمله کردن بر کسی. ( ناظم الاطباء ). || برجستن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).