«ذات النحیین» لقبی است که در منابع ادبی و تاریخی عربی به زنی از قبیله تیمالله بن ثعلبه داده شده است و داستان او بیشتر بهصورت حکایت و مثل در کتابهای قدیمی نقل شده است. در روایت مشهور آمده که او در دوران جاهلیت به کار فروش روغن مشغول بود و در یکی از روزها مردی به نام خوات بن جبیر انصاری برای خرید روغن نزد او رفت و او را در حالت تنهایی یافت. بنابراین، به جای خرید ساده، نیت سوء پیدا میکند و میخواهد از موقعیت استفاده نادرست کند. در این روایت گفته میشود که آن مرد برای اینکه دستهای زن را مشغول کند، عمداً دو دهانه یا دو سرِ مشکهای روغن را باز میکند و هر کدام را به یکی از دستهای زن میدهد تا او مجبور شود با هر دو دستش سرگرم نگه داشتن و کنترل روغنها باشد. وقتی زن هر دو دستش درگیر میشود و عملاً توان واکنش یا تمرکز کامل بر رفتار مرد را ندارد، آن مرد از این فرصت استفاده کرده و کار نامناسب خود را انجام میدهد و سپس از محل فرار میکند. در ادبیات عربی، این داستان به صورت شعر و روایتهای مختلف نقل شده و به عنوان یک حکایت عبرتآموز در منابع قدیم آمده است. پس از این ماجرا، گفته شده که همان مرد بعدها اسلام آورد و در برخی جنگها مانند غزوه بدر حضور یافت و حتی با پیامبر اسلام(ص) گفتوگو داشته است. در برخی روایات، پیامبر اکرم(ص) با او به صورت مزاحآمیز درباره گذشتهاش سخن گفتهاند که نشاندهنده تغییر وضعیت او پس از اسلام است. نام «ذاتالنحیین» در این داستان به معنای «صاحب دو مشک روغن» است و به همان صحنه درگیری دستهای زن با دو مشک اشاره دارد. در مجموع، ذاتالنحیین نام یک شخصیت زن در روایات ادبی و تاریخی عرب است که بیشتر به دلیل یک حکایت مشهور در دوران جاهلیت و کاربرد آن در اشعار و امثال عربی شناخته میشود.
ذات النحیین
لغت نامه دهخدا
ذات النحیین. [ تُن ْ ن ِ ی َ ی ] ( اِخ ) لقب زنی است از تیم اﷲبن ثعلبة. وی در جاهلیت روغن فروختی. روزی خوات بن جبیر انصاری بروغن خریدن نزد وی شد و او را تنها یافت و در وی طمع کرد پس دهانه خیکی از روغن بگشود تا بیازماید و بدست زن داد و سپس در خیک دیگر بگشاد وهمچنان بدست زن سپرد و چون هر دو دست زن بند و مشغول شد خوات بقضاء حاجت خویش پرداخت و بگریخت و گفت:
و ذات عیال واثقین بعقلها
خلجت لها جاراستها خلجات ِ
شغلت یدیها اذا ردت خلاطها
بنحیین من سمن ذوی عجرات
فاخرجته ریان ینطف راسه ُ
من الرامک المذموم بالمقرات ( او بالثغرات )
فکان لها الویلات من ترک سمنها
و رجعتها صفرا بغیر تبات ِ
فشدّت علی النحیین کفّا شحیحة
علی سمنها و الفتک من فعلات.
و سپس خوّات مسلمانی پذیرفت و درک غزوه بدر کرد و رسول اکرم صلوات اﷲ علیه بمزاح به او گفت یا خوات کیف شراوک و در بعض روایات شراؤک و تبسم فرمود و او گفت یا رسول اﷲ قد رزق اﷲ خیرا و اعوذ باﷲ من الحور بعد الکور و در روایت حمزه آمده است که نبی اکرم بدو فرمود: ما فعل بعیرک اشرد علیک و او گفت اما منذ اسلمت او منذ قیده الاسلام فلا. و انصار گویند که رسول صلوات اﷲ علیه دعا فرمود تاشدت و سورت شهوت وی فرونشست. مردی بنی تیم اﷲ را هجا گوید:
اناس ٌ ربةالنحیین منهم
فعدوها اذا عدّ الصمیم.
و این حکایت را بام الوردعجلانیة نیز نسبت کرده اند و او پس از انجام عمل فریاد کرد یا ثار ذات النحیین. و نحی به معنی خیک روغن باشد و اشغل من ذات النحیین مثل است.