پائین پرست
مترادفها
حقیر، پست، خوار، فرودست
متضادها
مغرور، خودبزرگبین، مستقل
لغت نامه دهخدا
پائین پرست. [ پ َ رَ ] ( نف مرکب ) مطیع. بنده. خدمتکار:
نداری شرم ازین خورشید نوشاد
کنی پائین پرستی چند را یاد.امیرخسرو دهلوی.
حقیر، پست، خوار، فرودست
مغرور، خودبزرگبین، مستقل
پائین پرست. [ پ َ رَ ] ( نف مرکب ) مطیع. بنده. خدمتکار:
نداری شرم ازین خورشید نوشاد
کنی پائین پرستی چند را یاد.امیرخسرو دهلوی.