لغت نامه دهخدا
معنویات. [ م َ ن َ وی یا ] ( ع ص، اِ ) ج ِ معنویة. رجوع به معنویه و معنوی شود.
معنویات. [ م َ ن َ وی یا ] ( ع ص، اِ ) ج ِ معنویة. رجوع به معنویه و معنوی شود.
(مَ نَ یّ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ معنوی. مجموعة آن چه که دارای ارزش یا اعتبار غیرمادی است. مق مادیات.
( صفت ) جمع معنویه ( معنوی )
جمع معنویه
جِ معنوی. مجموعة آن چه که دارای ارزش یا اعتبار غیرمادی
مق مادیات.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در زمینه معنویات در میان آثاری که باقی میماند بعضی از آنها زنده و پر مغز هستند در صورتی که برخی دیگر به صورت فسیل های زیبایی در میآیند که تنها مظهر عهد و دوره مخصوص خود می باشند ولی دیگر جان و روان ندارند. تئاتر مولیر از سنخ این آثار است که قرنها باقی مانده و قرنها باقی خواهد ماند. خوشبخت ملتیست که چنین نویسندگان و هنرمندانی را بپروراند.
💡 توماس جفرسون همانند دیگر بنیانگذاران آمریکا یک دادارباور بود که خرد را برتر از وحی انگاشته و دکترینهای سنتی مسیحیت، از جمله تولد عیسی از دختری باکره، گناه نخستین و رستاخیز مسیح را مردود و غیرمنطقی میپنداشت. او در عین اینکه به تفکرات ارتدکس مسیحیت باور نداشت، مردی معتقد به اخلاقیات و معنویات بود.
💡 معنویات یعنی سعی و کوشش در جهت شناخت روح و روان و درک جهان هستی و کنار گذاشتن خودخواهی و همچنین درک اشتباه از دنیا است. معنویات یعنی تلاش برای شناخت واقعی خود.