مناوشات
مترادفها
درگیریها، کشمکشها
متضادها
صلح، آرامش، توافق
لغت نامه دهخدا
مناوشات. [ م ُ وَ ] ( ع اِ ) ج ِ مناوشة: میان او و... به کرات مناوشات رفته و حربهای عظیم قایم گشته. ( ترجمه تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 416 ). رجوع به مناوشة و مناوشت شود.
درگیریها، کشمکشها
صلح، آرامش، توافق
مناوشات. [ م ُ وَ ] ( ع اِ ) ج ِ مناوشة: میان او و... به کرات مناوشات رفته و حربهای عظیم قایم گشته. ( ترجمه تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 416 ). رجوع به مناوشة و مناوشت شود.