علاقیه
مترادفها
علاقه، اشتیاق، دلبستگی، مِیل، کشش
متضادها
بیعلاقگی، نفرت، بیزاری، کراهت، انزجار
لغت نامه دهخدا
( علاقیة ) علاقیة. [ ع َ ی َ ] ( ع اِ ) پاژنامه و لقب. ج، عَلاقی ̍. ( اقرب الموارد ) ( آنندراج ). || کسی که وقتی به چیزی چنگ زند، دست از آن نکشد. ( اقرب الموارد ) ( آنندراج ). || آنچه از شکار که ریسمان به پای او بندند. ما علّق الحبل برجل الصید. ( از اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
پاژنامه و لقب کسی که وقتی بچیزی چنگ زند دست از آن نکشد