لغت نامه دهخدا
( علاقةالصید ) علاقةالصید. [ ع ِ ق َ تُص ْ ص َ ] ( ع اِ مرکب ) شکار که در پایش رسن باشد. ( ناظم الاطباء ). علاقیة. ( اقرب الموارد ). رجوع به علاقیة شود.
( علاقةالصید ) علاقةالصید. [ ع ِ ق َ تُص ْ ص َ ] ( ع اِ مرکب ) شکار که در پایش رسن باشد. ( ناظم الاطباء ). علاقیة. ( اقرب الموارد ). رجوع به علاقیة شود.
شکار که در پایش رسن باشد علاقیه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عجبتر آن که یکی کرده با یکی ز خلوص بهم علاقه فرزندی و غلامی ضم
💡 باشد بزر علاقه ز معشوق بیشتر زآنرو که گلفروش گل از باغبان خرید
💡 به آن سری که ز اسباب عقل نیست درو بجز تعلق کفش و علاقه ی دستار
💡 خالی ز هر علاقه و مملو ز هر ملال نیمی سوی حرامی و نیمی سوی حریم
💡 به تن علاقه نادان ز بیم رسوایی است که تیر کج نتواند دل از کمان برداشت
💡 به مثل صارم تیزش چو درآید به میان از پسر قطع کند ربطه علاقه پدری